تبليغاتX
Crazy Violinist

Crazy Violinist

ويولونيست ديوانه

وقتی مست و خراب
با نغمه های ذهنم می رقصیدم
بومم را برداشتم
تا زیباترین حس دنیا را بکشم
قبل از اینکه حسم را بکشند !!
اما نه حسی بود و نه انگیزه ای ..
انگیزه ام از گوشه ی پنجره بیرون می ریخت
تا پاییز طلایی شما ها را رقم زند
ــ قلم مو از دستم سر خورد
حسم سرما خورد ؛
و من با گوشه ی جدیدی از کنج اتاقم آشنا شدم !



بهرام ــ ۸/۱۲/۸۷ ، رشت

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت توسط بهرام |

" من ،منم !
مردم را دریاب ، هرگز سازش مكن
آری كسانی كه سازش نمی كنند ، می میرند اما مرگشان عین حیات و زندگانی است ..
آری تو نیز می میری اما در چهره ات نشانی از مرگ نخواهد بود .
از گلوله نترس ، تو روح گلوله ای ، گلوله از زبان تو سخن خواهد گفت و از عمل تو شلیك خواهد شد ــ
تو همان اندازه مفید هستی كه من هستم .
آه تو نمی دانی كه تا چه اندازه كمك هایت به مردم مفید است ؛ مردمی كه تو را قربانی خواهند كرد " !!

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت توسط بهرام |