دیروز که گفتی هستم ; دلم خواست روی نت های LOVE STORY ــ پاتیناژ برم ... وقتی گفتی نگرانتم .. سرعتمو روی یخ بیشتر کردم اما امروز که میگی باید برم .. تعادلم بهم خورد و افتادم ــ سعی کردم پاشم .. .. وقتی از خواب پا شدم دیدم هنوز عاشقم و دارم می میرم ! بهرام ــ 21/12/86 ، 14 عصر ، رشت
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت توسط بهرام
|

ولی من که به اصرار خودش از روی دیوار پریدم ... اما نمی دونستم انواع تله ها رو اون پشت برام کار گذاشته الان چند سالی هست که زخمی ام و دیگه توان قدم زدن هم ندارم ، چه برسه به پریدن ! دیشب خواب جوجه اردک زشت توی قصه رو دیدم که اومده بود پرواز کردنو یادم بده ... بهرام ــ رشت ، اسفند 86
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت توسط بهرام
|

وقتی ماه عاشقانه تابید من خوابم نبرد قرص کامل ماه رو قورت دادم تا خواب شیرین تو رو ببینم .. بهرام ــ رشت ، اسفند 86
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت توسط بهرام
|

خودم رو ورق زدم ؛
دقایق رستگاری رو تا کردم ــ
گذاشتم توی گنجه ی خاطرات !
دلم گرفت ..
و ماهی دلم پرواز کرد
تا خودکشی رو تجربه کنه!
و من همچنان در گل و لای خاطرات ، گیرم...
بهرام ــ ۱۶/۱۲/۸۶ ــ ساعت ۷:۴۵ صبح ــ رشت
+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت توسط بهرام
|

همیشه بهرام ــ ۱۲/۱۲/۸۶ ــ ۲:۱۰ نیمه شب ــ رشت
خاطرات دردناک
بعد از شادی سراغم می یاد
یقه ی بغضم رو می گیره ، فشار می ده ــ
تا هوای چشام ابری بشه
ولی هیچ وقت چیزی نبارید
و موهای من سفید شد
زندگی ام کوتاه بود ...
به کوتاهی زنگ ناقوس
و رقص پروانه روی شمع !
پس به نام تو ، آخرین جرعه رو سر می کشم
اما بی عشق !
و ای کاش هیچ وقت عطر گل مریم رو نفهمیده بودم ...
دیشب حس بویایی ام اعدام شد
به جرم استشمام !
من مردم ــ
و همه چیز تمام شد ..
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت توسط بهرام
|

بوق ..بوق ...بوق
بردار دیگه
بوق ...بوق ............
بوق
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوق
به مونیتور گوشیم نگاه می کنم
No Answer
دوباره می گیرم
بوق ...بوق ...
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد
The mobile ….
کلافه می شوم
کلافه ام می کنی
دستم رو روی دکمه Power گوشی نگه می دارم
همین !
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت توسط بهرام
|

یه فنجان ، تنهایی سرد _ می چسبه ؟! فک نکنم.. پس برو سراغ قهوه جوش ! و منو تنها بزار اما یادت باشه ؛ حرفای دلمو ، توی فنجان شکستت ریختم همش ریخت ! بهرام ــ رشت ، اسفند 86
+
نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت توسط بهرام
|
